تبلیغات 
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و كنده كاریهای غارها نشان میدهد كه انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس كرده است. موجوداتی كه ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و كرنش را در
آنها ایجاد میكرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبیله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنان كه امروز هنوز در افریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات و یا دفع آنان صورت میگیرد. به عنوان مثال در آیین مسیحیت، جن گیری یك سابقه دیرینه دارد كه اغلب كشیش ها اقدام به آن میكنند و در واقع معتقدند كه شیطان در قالب جسم فردی رسوخ میكند. البته تقریبا به غیر از مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر مینامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یك تفكرسنتی وقتی در خیابان راه میروند دستهای خود را تكان میدهند تا از ارواح شریر دور بمانند و یا در روز معینی از سال مراسمی برپا میكنند كه در آن عده ای بسیار از مردم لباسی شبیه به لباس اتاق عمل میپوشند، بوقی در دست میگیرند و در آن میدمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی كاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلكه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.
در كتاب «ارتباط با ارواح» این طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عامیانه «جن زدگی» میگویند كه در واقع به همان مفهوم افسون و تسخیر است. ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم؛ اول این كه، جن
واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند كه برطبق روایتی عامیانه معمولا برای ایجاد شر خلق گشته اند، و همواره محكوم به بدی كردن میباشند حال آنكه هیچ موجودی به خاطر بدی كردن آفریده نمی شود، مشیت پروردگار چنان است كه راه تكامل و
تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم این كه اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدین معنی به كار میرود كه جسم شخص جن زده را یك جن دیگر و یا روح متصرف شود. یعنی در واقع دو نوع سكونت در قالب یك بدن و این فقط یك نوع
استثناست نه یك تصرف یا دشمنی و آزار، بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه آن برای ما قابل قبول نیست».
آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است كه واژه «جن» در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموما آن را شیطان و یا ارواح شریر مینامند. در حالی كه ما مسلمانان معتقدیم كه در میان جنیان، جن صالح و نیكوكار نیز وجود دارد.
اسماعیل حسین زاده سرابی در كتاب «سیمای جن»این طور مینویسد: «سالها پیش در مشهد مسئله احضار روح غوغایی عجیب به راه انداخته بود تا این كه دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزدیك جریان حركت میز را مشاهده كردند. در جلسه دیگر یكی از آن دو درخواست كرد كه میز (مقصود میز مخصوص احضار روح است كه روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای میز راتكان میدهند تا روی حرف مورد نظر بایستد) را بگردانند، این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مكالمه صحیح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده میز را به اسمایی كه حضرت سلیمان (ع) میدانست و با آن اسما جنیان را مسخر كرده بود، قسم داده و پرسیده بود: شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا كرده در نهایت این جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمردیان نیز در كتاب «شیطان كیست» میگوید: «مدتهاست (ارتباط گیرندگان با روح) با وسیله های گوناگون با جن تماس میگیرند... البته جن خود را به آنها با نام روح یكی از افراد معرفی میكند و آنها بر این باورند كه با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی كه اغلب تماس آنها با جن و شیطان است.»
آیا جن علم غیب دارد
قابلیت های موجود در جن كه ناشی از نوع خلقتش میباشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت كردن و غیره) این تصور را در ذهن انسانها ایجاد میكند كه این موجودات از عالم غیب آگاهند. البته بسیاری از ارتباط برقراركنندگان آگاهانه به قصد سوؤ
استفاده و فریب مردم و یا ناآگاهانه به این باورها دامن زده اند، ولی حقیقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غیب میباشد و لاغیر، چنان چه میفرماید: «خداوند دانای غیب است و غیب خود را بر هیچ كس آشكار نمی سازد، مگر بر آن پیامبری كه از اوخشنود باشد». و البته بسیار دیده شده در جریان همین احضار روح كه ما آن را احضار جن میدانیم، جنیان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندكه آن را نباید ناشی از علم غیب آنان دانست، زیرا جنها از آنجایی كه به راحتی میتوانند طی طریق كنند، میتوانند از همنوعان خود كه در جریان ماجرا قرار دارند پاسخ را جویان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و یا از امكانات دیگری استفاده كنند كه ما از آن بی خبریم. به هر حال علم غیب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص كه از طرف خداوند این توانایی برایشان ممكن میشود.